سايه ها مى رقصند/ اگر در گوش فانوس/ بادها زمزمه اى كنند
برایم
لالایی ای بخوان،
که بخوابم در این شبهای سیاه
و بیدار شوم
در صبحی که نمی روید.
+ نوشته شده توسط ياسين در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت
20:58 |
درباره وبلاگ
همه گلبرگهای کاج را در هوای عشق تو می ریزم و صلیب دردهایم را بدوش می کشم؛ برای خاطر این دل که سرخ است!- تا خون گذشته ام سنگفرش جاده ای راکه تو از آن خواهی گذشت بشوید... (اسماعیل شاهرودی)
اشاره : کامنت هایی با مفهوم "چه وبلاگ جالبی داری به من هم سر بزن" و نیز کامنتهای تبلیغاتی پاک می شوند.