«آورد به اضطرارم اول به وجود
جز حیرتم از جهان چیزی نفزود»
از آتش سلامت شیطان گذشتیم و
از نص صریح قران گذشتیم و
نرسیدیم به ساعت سعادت انسان.
از عقربه های کوک شده دلمان گذشتیم و
از آرزو و خیال باطلمان گدشتیم و
به لحظه عبور سهمگین شبی
پر از کابوس:
ترن هوایی
تونل وحشت
هیجان...!
از رود بی پایان گذشتیم و
از درد بی امان گذشتیم و
نالان گذشتیم و...
نه! نرسیدیم٬
نرسیدیم به ساعت سعادت انسان.
از ساعت اضطراب گذشتیم و
از بیابان عذاب گذشتیم و
از شب بی شراب گذشتیم و
از صبح خمار خراب گذشتیم و
نرسیدیم به ساعت سعادت٬
نرسیدیم و بی تاب گذشتیم...
لعنت به عقربه ها٬
لعنت به سیب٬ به آدم٬ به شیطان٬
لعنت به عقربه ها
لعنت به زمان.
اینجا زمین است٬
ساعت: ساعتِ دویدن و نرسیدن٬
به وقت تهران.
+ نوشته شده توسط ياسين در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت
21:21 |

