تبليغاتX
فانوس نو
در فصل کوچ باد

و شکفتن زمین به خاطره شقایق

در قلب زاگرس

در ظهر بردن گوسفندان به چرا

و قدم برداشتن زیر نگاه آب و افتاب٬

من با دخترکان افرینه(۱)٬ عهدی بی انتها بسته ام

که تا پایان این جاده پلک نزنم

که تا پایان این جاده اشک نریزم.

 

من هنوز راه نیافتاده رسیده ام.

نه! من هرگز نرسیده ام

و در جاده های نا هموار

تو را به آهنگ رود سپردم

به طعم مشک دوغ

به عطر بابونه

به نخل های قد کشیده

تو را به دشت

به خاک نمناک

به ارتفاع کوه

تو را به هر آنچه می روید و می خشکد و می روید٬

در ارتفاعات زاگرس!

 

قسم به موهای شکفته در باد٬

که این جاده تمامی ندارد

و این خاک بی انتهاست.

 

(۱) نام روستایی در ارتفاعات زاگرس

+ نوشته شده توسط ياسين در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 22:18 |