تبليغاتX
فانوس نو

...

گر چه می گويند دگر در بند بی رحمی نمی غلتد تن فرهاد ٬

و گرچه عاشقی چون من ز غم آخر شود آزاد ٬

من اما می هراسم تا نمانم نزد تو در ياد.

 

گرچه می گويند که دريا دشمنان را در ميان آبها برده است ٬

و گرچه غم دگر خود را به دست آب بسپرده است ٬

من اما ساحلم - در عمق درياهای غم - مرده است.

...

 

پ ن : از گذشته های دور... گاهی باید ورق زد٬ آنچه نیک است بر گرفت و باقی را وا گذاشت.

+ نوشته شده توسط ياسين در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 21:32 |