بگو
تو مرا آفریدی
یا من تو را؟
خدایا٬
تو تنها تری از من...
نترس اما٬
که من هستم
و از نو می آفرینمت!
|
بار خدایا
بگو تو مرا آفریدی یا من تو را؟
خدایا٬ تو تنها تری از من... نترس اما٬ که من هستم و از نو می آفرینمت! + نوشته شده توسط ياسين در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت
14:41 |
مي آيم٬
هر جا بروي... خواهي بمير، خواهي زندگي كن! + نوشته شده توسط ياسين در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت
21:1 |
چشم انتظار چه هستیم ما؟
من٬ تو٬ او٬ با... آنجا تو نشسته ای٬ اینجا من ایستاده ام. گاهی اتوبوسی می رود٬ گاهی می آید. گاهی یک آمبولانس آژیر کشان می گذرد٬ و حتی گاهی می پرسد : "قبرستان کجاست؟" اینجا خداوندی ای است که بر راهمان چاله ها کنده است. و پیش تر از آن ما هستیم که درون چاه ها و چاله ها جان می دهیم٬ یا جان می کنیم... آنجا آمبولانسی است که خدا را به قبرستان می برد٬ اینجا اتوبوسی که کودکان را از آغوش مادران به مدرسه می برد. من نشسته ام٬ تو افتاده ای... راستی را! در انتظار که هستیم ما؟ چشم انتظار کیست خدا؟ + نوشته شده توسط ياسين در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت
20:33 |
پروانه ای که در نگاه تو پر زد٬ در دل من طوفانی سهمگین به پا کرده است... + نوشته شده توسط ياسين در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت
0:52 |
ما را به خاطر بياور ما را كه تازه جواناني بيست و دو ساله بوديم شور عشق در سينه داشتيم و پيش از آنكه عاشق شويم، سينه بر خاك سوده مرديم ما را به خاطر بياور ما را كه سينه سرخاني خنياگر بوديم و دَه به دَه نه در آسمان و نه در كوهسار و نه بر شاخسار كه در بازار، پيش از آنكه آوازه خوان شويم بر شاخهاي تكيده از تكيهگاه خويش جان واسپرديم به خاطر دارم پيامتان را، سرنوشتتان را آري هميشه در گذرگاه خاطرم در گذر است آوازهاي صامت سينه سرخانِ سينه بر سيخ و تجسد آرزوهاي بيست و دو ساله گان سينه بر سنگ و از تكرار يادشان شايد پيش از آنكه شاعر شوم بيست و دو ساله بميرم. آمين
عزت ابراهیم نژاد + نوشته شده توسط ياسين در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت
3:49 |
خورشید اگر به آسمان شود / ماهی نیست
گر پست شود جهان / تو را جاهی نیست امروز به دانه ای توان پای زدن فردا که شود سرو تو را راهی نیست!
پ ن : برای جلو گیری از سو تفاهم - مخاطب متن متناسب با تاریخ پست شدن است! می توانید فکر کنید کارگردان فیلم اخراجی ها است! + نوشته شده توسط ياسين در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت
3:1 |
|
|